تبلیغات
آفتاب 8
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 شهریور 1391 توسط امیرحسین نوریان | نظرات ()


دلت را به او بسپار و عشق را با همه وجودت حس کن. هر جا که هستی چشمانت را ببند و خود را در حرم نورانی اش تصور کن. بوی گلاب به مشامم می رسد. پایم را در صحن انقلاب گذاشتم. دلم دردی بزرگ دارد به وسعت دنیا اما در مقابلم امامی است مهربان با قلبی به وسعت کهکشان.با اینکه هوا سرد  است اما قلبم با وجود زیبای امام ، گرمای خاصی دارد. در مقابل پنجره فولاد ایستاده ام ، سرم را بالا می آورم و چشم میدوزم به گنبد با صلابت طلایش. نمیخواهم چشمانم را باز کنم. این احساس را با هیچ چیز در این دنیا عوض نمیکنم. میخواهم جمله ای بگویم که همه وجودم را آرامشی نیکو دهد. چه بگویم ، چه بگویم. زبانم قاصر است. آری فقط یک جمله : یا امام رضا ، قسم به جوادت ، شفاعتی نما تا خدا گناهانم را ببخشاید.

با نام رضا به سینه ها گل بزنید                با اشک به بارگاه او پل بزنید
فرمود که هر زمان گرفتار شدید                 بر دامن ما دست توسل بزنید




طبقه بندی: دلنوشته افتاب 8، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 آبان 1391 توسط امیرحسین نوریان | نظرات ()

 

امام رضا (ع) رو به راس الجالوت، بزرگ یهودیان كرد و فرمود: «تو می‌پرسی یا من بپرسم؟» گفت:« من می‌پرسم؛ ولی باید از تورات و انجیل یا زبور داوود و صحف ابراهیم و موسی با من صحبت كنید. شما نبوت حضرت محمد (ص) را چگونه اثبات می كنید؟» فرمود: « موسی بن عمران و عیسی بن مریم و داوود به نبوت او شهادت داده‌اند.» راس الجالوت گفت: « كجا؟»

امام فرمود:« مگر حضرت موسی به بنی اسرائیل وصیت نكرد كه به زودی پیغمبری از برادران شما خواهد آمد؛ او را تصدیق كنید؟» گفت:« بله؛ این سخن موسی است.» امام فرمود: « آیا از برادران بنی اسرائیل پیغمبری جز محمد آمده است؟» گفت: « نه » امام فرمود:« مگر در تورات نیامده كه نور از كوه طور و كوه ساعیر و كوه فاران ظهور كرد؟» گفت:« بله؛ اما تفسیرش چیست؟» امام فرمود:« ظهور نور در طور سینا همان وحی خداوند است بر موسی (ع) و روشنی كوه ساعیر همان وحی است به حضرت عیسی (ع)؛ و مقصود از نوری كه از كوه فاران آمده، رسالت حضرت محمد (ص) است. زیرا فاران نام یكی از كوه های اطراف مكه است كه رسول خدا از آنجا مبعوث شده است.» سپس حضرت رضا (ع) نمونه‌هایی از مژده‌های پیامبران را كه در تورات آمده، ذكر كرد و از قول « شعیای پیغمبر » و «حیقوق پیغمبر» نشانه‌های حضرت محمد (ص) را بیان فرمود و از كتاب زبور داوود، قسمتی را برای راس الجالوت خواند كه تنها درباره‌ حضرت محمد (ص) صدق می‌كرد.






طبقه بندی: مناظرات افتاب 8، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 28 مهر 1391 توسط امیرحسین نوریان | نظرات ()

 

خدمتگزار امام رضا علیه‌السّلام می‌گوید یكی از زنادقه در حالی كه جماعتی نزد آن حضرت بودند، خدمت امام رسید، امام رو به او نمود و فرمود: اگر فرضاً نظریه شما، در رابطه با مبدا و معاد صحیح باشد - و حال آنكه چنین نیست - آیا قبول داری كه در نهایت ما و شما یكسان هستیم و نمازها و روزه‌ها و زكات های ما و اعتراف ما به مبدا و معاد برای ما زیانی ندارد؟ زندیق كه پاسخی نداشت، سكوت اختیار كرد.

امام ادامه داد و فرمود: اگر نظریه ما در رابطه با مبدا و معاد صحیح باشد - در حالیكه چنین هم هست - آیا قبول داری كه شما هلاك شده‌اید و ما نجات یافته‌ایم؟ زندیق كه باز پاسخی نداشت، سخن را به جای دیگر كشید و گفت: خدا رحمت كند تو را، به من بگو كه او (خدا) چگونه است و كجا است؟ امام: وای بر تو، راه را اشتباه رفتی، او «كجا» را به وجود آورد، او بود و «مكانی» نبود، ونیز او «چگونگی» را ایجاد كرد، او بود و «چگونگی» وجود نداشت، خداوند با كیفیت و مكان شناخته نمی‌شود و با حواس، قابل درك نیست و او را با هیچ چیز نمی‌توان مقایسه نمود. زندیق گفت: بنابراین او چیزی نیست، چون با هیچیك از حواس قابل درك نمی‌باشد.

امام: وای برتو، چون حواس نمی‌تواند او را ادراك كند منكر او ‌می‌شوی، و ما درست بر عكس، بدلیل این‌كه حواس ما از ادراك او ناتوان است یقین می‌كنیم كه او پروردگارما است، و شباهتی با سایر موجودات ندارد.

زندیق گفت: به چه دلیل می‌گویی كه او هست؟ امام فرمود: به دلیل این‌كه وقتی به خویش می‌نگرم می‌بینم كه نمی‌توانم در طول و عرض، چیزی به خود اضافه كنم و یا كم نمایم و نمی‌توان ناخوشی‌ها را از خویش دفع و منفعت را به سوی خود جلب كنم، روی این حساب فهمیدم كه بنیاد هستی من بنایی دارد و لذا به او اعتراف كردم. علاوه بر این با روِیت پدیده ابرها و گردش بادها و جریان خورشید و ماه و ستارگان و غیره كه آیات شگفت انگیز و متقن آفرینش هستند، دانستم كه این امور تدبیر كننده و پدید آورنده‌ای دارند.



ادامه مطلب
طبقه بندی: مناظرات افتاب 8، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 28 مهر 1391 توسط امیرحسین نوریان | نظرات ()

 

پیش از بیان شمه‌ای از این مناظرات باید به چند نكته روش شناختی موجود در شیوه مناظره امام(ع) اشاره كرد كه همواره و در تمام مناظرات آن حضرت رعایت می‌شده كه برخی از این نكات روش شناسانه امروز نیز در میان متفكران مغرب زمین بدون ادعای آشنایی این متفكران با تعالیم اسلامی و علوی مورد توجه است كه خود گویای اتكای بزرگان دین اسلام بر مواجهه عقلی در مباحث معرفتی و دوری از مغالطات رایج و اختلاط‌های ناصواب روشی در این زمینه است.

1- شاید مهمترین نكته روش شناسانه در این مناظرات این است كه: ایشان علاوه بر استدلالات خود با عمل و رفتار توحیدی، مردم را دعوت به انتقال اعتقادات ذهنی به عملی می‌كرد. (گفت وگوی علامه سید جعفر مرتضی العاملی، مورخ و اندیشمند لبنانی با تارنمای آینده) و این بدان معناست كه تنها عقل و آگاهی انسان نیست كه باید در پذیرش حقیقت قانع شود بلكه عواطف و سایر امكانات وجودی آدمی هم باید مورد توجه در حقیقت جویی قرار بگیرد و این نكته‌ای است كه امروزه در میان مباحث جدید معرفتی نیز مورد توجه بسیاری از متفكران قرار دارد.

2- رویه امام رضا(ع) در مناظراتش این نیست كه اعتقادات اسلام [یا اعتقاد خود] را برای طرف مقابل حق بالقوه فرض كند. در واقع حضرت رضا(ع) در مناظرات خود با سران ادیان به دنبال برتری جویی نبودند و با استفاده از عنصر عقل و منطق به اثبات حقانیت اعتقادات اسلامی می‌پردازند.(همان)

3- یك اصل در مناظره وجود دارد و آن این‌كه نمی‌شود با هیچ فردی مناظره كرد مگر این‌كه مشتركاتی بین افراد وجود داشته باشد، به عبارت دیگر هر انسان حتی اگر بخواهد از دیگری سؤالی داشته باشد، باید یك امر مشترك بین آنها وجود داشته باشد و از آن نقاط مشترك برای رفع مجهولات استفاده شود، در واقع باید از مشتركات برای رسیدن به اختلاف ها و رفع آن حركت كرد.(همان)

4 در مواجهه با اهل كتاب نیز ایشان از طریق استدلال عقلی و براساس مشتركات اعتقادی و دینی به رفع اشكالات و به اثبات حقانیت اسلام می‌پرداختند، زیرا بدون تعقل نمی‌توان تناقضات بین ادیان را رفع كرد.(همان)

5- نكته بسیار مهم دیگر و قابل استنباط از ماجرای مناظرات آن حضرت این است كه ایشان به رغم علم به نیت سوء مامون از برگزاری این مناظرات از مناظرات سر باز نزدند و ضمن پرهیز از نیت خوانی (هر چند دقیق و درست كه خود مبتنی بر بصیرت اهل بیت(ع) است) در مقام بحث و نظر به آن اعتنایی نكردند و بالعكس، از برگزاری این مناظرات استقبال كردند. به بیان دیگر سخن گوینده،( البته در مقام بحث و نظر نه در میدان جنگ مانند ماجرای مواجهه خوارج با علی(ع) در جنگ  در جنگ صفین) نه شخصیت و نیت وی باید مورد توجه باشد.





طبقه بندی: مناظرات افتاب 8، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 7 مهر 1391 توسط امیرحسین نوریان | نظرات ()

نویسنده: خانم هستی براتی

تکان می خورد حس بی زبان قلم . تکه تکه خال می کوبد برقامت واژه های قلم . قلم امشب کوتاه می نویسد؟ یا قامت واژه ها تا ثامن الحجج نمی رسد ؟! میان صحن چلچله ها رها شده ام . چیست این صدا که مرا میان اشاره ها خرابه می کند . کرورکرور التماس نقره ای حک می شود روی پنجره های کبوتری اش . وصله که می زنند این گریه ها را به ضریح پیکرش ، قطره های چکیده را او ضمانت می کند . دخیل پنجره هایش روح امن یجیب تمام پنجره هاست . گفتنی ها را گفته ام .

نگفته هایم در پس زبان بی هنرم می ماند وبه فسیل عقده ها لبخند می زند . آقا توکه راه می روی روی آواز حنجره ها ، قفل نگفته ها باز می شود . ورق بزن حلقوم کنجکاو نکرده هامان را و آرام آرام بخوان تا اتاقک همسایه نشنود که ریابا اندام کبود آیه ها چه کرد  . خیال راستی ها کم کمک سایه می کشد روی آبروی آینه ها و سیب نصف شده حجب و حیا باز هم می ماند کنج خرابه ها .

آقا دستی تکان بده ، باران بپاش ، بوی خاک نم زده ، شاید کمکی باشد به بازگشتمان ……………..




طبقه بندی: ویژه نامه، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 31 شهریور 1391 توسط امیرحسین نوریان | نظرات ()

شهد شهادت

چه جلوه ها که ز بلبل،زشمع و گل که کشیدم           ولی ز عشق تو خوشتر ندیدم و نشنیدم


زشور شهد شهادت،که در نهاد دلت بود                  دوان به سوی هر دم،دویدم و نرسیدم


به جز غم دل خونت که خود صفای دلم بود                      به خنجری غم عالم،دریدم و ببریدم


تو چون عزیزی و یوسف!زغم دلم،دل کنعان                    زبوی پیرهن تو،چه غمزه ها که خریدم


تو خود کبوتری و من،ز قطره قطره خونت                      غروب سرخی و دشت شقایقی بکشیدم


شبی که تیر نگاهت به زخم دل محکی زد                       چو درد آهوی جانت،ز رنج تن برمیدم


به احترام نگاهت،که شور این غزلم بود                          تمام حس ترم را چو جسم تو بدریدم

 

سروده خانم سمیه فانی تمدنی

 




طبقه بندی: ویژه نامه، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 24 شهریور 1391 توسط امیرحسین نوریان | نظرات ()

اولین درس از مكتب سیاسی امام رضا(ع) كه به صورت اولین برهان درباره ضرورت تشكیل حكومت اسلامی مطرح می‌شود، این است كه عموم مردم با طریق و روش مشخص و معینی باید به تلاش و فعالیت برای استمرار حیات دنیوی در ابعاد و جنبه‌های گوناگون بپردازند.
این طریقه و روش،‌ همان مجموعه قوانین دین مبین الهی می‌باشد كه به صورت "وحی" و از جانب "خالق هستی" و به وسیله فرشته الهی "حضرت جبرئیل" بر پیامبر اسلام "حضرت محمد(ص)" نازل شده است.
این قوانین در موضوعات گوناگون و مرتبط با زندگی فردی و حیات اجتماعی، راه و روش ارائه می‌دهند و به نیازهای مختلف و شیوه‌های مطلوب و صحیح در همه شئون زندگی مادی و معنوی توجه دارند.
اگر اقشار مختلف مردم جامعه به طریقه دین در آیند و از مجموعه قوانین اسلامی تبعیت كنند، طبیعی است كه به بیراهه نمی‌افتند و به تباهی در نمی‌آیند و به حقوق اجتماعی تجاوز روا نمی‌دارند و به تاخت و تاز علیه جان و مال و ناموس یكدیگر نمی‌پردازند و آرامش و امنیت جامعه را كه از نیازهای حیاتی عموم انسان‌ها می‌باشد به خطر نمی‌افكنند.
اكنون پرسش اساسی این است كه مردم جامعه چگونه به تبعیت از قوانین در می‌آیند و امنیت و آرامش دیگران را مختل نمی‌كنند و به تعدی و تجاوز علیه حقوق یكدیگر نمی‌پردازند؟ چه پشتوانه‌ای برای تحقق این هدف وجود دارد؟ و با كدام تضمین امنیت و آرامش مردم تأمین می‌گردد؟
آیا می‌توان پذیرفت كه در جامعه و كشور و در میان اقشار مختلف مردم، هیچ تعدی و تجاوزی به حقوق فردی و اجتماعی انسان‌ها صورت نمی‌گیرد و همه افراد از هر خانواده و قوم و شهر و روستا هیچ حركت و تلاشی علیه یكدیگر انجام نمی‌دهند و نه نفوس بی‌گناه به قتل می‌رسند، نه اموال به دزدی و غارت در می‌آیند و نه نوامیس مورد تهاجم و تعدی قرار می‌گیرند و نه ظلم و ستمی در حق كسی روا داشته می‌شود و همه انسان‌ها پاك و منزه از خطا و گناه و خیانت و جنایت می‌باشند و كسی را با كسی كاری نیست و همگان در راحتی و خوشی و آرامش و سلامت و فاقد هرگونه تحرك ظالمانه و فساد انگیز به حیات خود ادامه می‌دهند؟



ادامه مطلب
طبقه بندی: مكتب سیاسی افتاب 8، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 24 شهریور 1391 توسط امیرحسین نوریان | نظرات ()

در مكتب سیاسی حضرت امام‌رضا(ع) رهنمودهایی ژرف در این باره مطرح است كه از آن میان، نمونه‌ای را كه با ارائه براهین خاص به این مهم می‌پردازد انتخاب می‌كنیم و به مداقه و تعمق می‌گذاریم.
در یكی از منابع معتبر روایی اسلام - علل الشرایع، ج 1، ص 251، باب 182، حدیث 9 - از حضرت امام رضا(ع) درباره "ولی امر" و ضرورت فرمانبرداری از او كه مامور تشكیل حكومت اسلامی برای استقرار قوانین اسلام می‌باشد، براهین و دلایلی متقن ارائه می‌شود كه بسیار آگاهی‌بخش و معرفت‌زا می‌باشد و پیوند ناگسستنی "دین" و "سیاست" و نیاز حیاتی جامعه به "حكومت" را به اثبات می‌رساند و رهیافتی است برای همه پژوهندگان كه در پی دست‌یابی به مبانی اولیه و بنیادی در نظام سیاسی اسلام درباره ضرورت تشكیل حكومت برای اداره جامعه و كشور می‌باشند.
از حضرت امام رضا(ع) درباره موضوع مزبور پرسش می‌شود و امام رضا(ع) در پاسخ این گونه استدلال می‌نمایند:
"...فان قال قائل: ولم جعل اولی الامر و امر بطاعتهم؟ قیل لعلل كثیره. منها، ان الخلق لما وقفوا علی حد محدود و امروا ان لایتعدواتلك الحدود - لما فیه من فسادهم - لم یكن یثبت ذلك و لایقوم الا بان یجعل علیهم فیها امینا یاخذهم بالوقف عند ما ابیح لهم و یمنعهم من التعدی علی ما حظر علیهم."
"اگر كسی بپرسد چرا خدای حكیم، "ولی امر" قرار داده و به اطاعت آنان امر كرده است، جواب داده خواهد شد كه به علل و دلایل بسیار چنین كرده است. از آن جمله، این كه چون مردم بر طریقه مشخص و معینی نگه داشته شده،‌ و دستور یافته‌اند كه از این طریقه تجاوز ننمایند و از حدود و قوانین مقرر درنگذرند، كه با این تجاوز و تخطی دچار فساد خواهند شد، این امر به تحقق نمی‌پیوندد و مردم بر طریقه معین نمی‌روند و نمی‌مانند و قوانین الهی را برپا نمی‌دارند، مگر در صورتی كه فرد قدرتمند و توانا و امین و حافظی برایشان گماشته شود كه عهده‌دار این امر باشد و نگذارد پا از دایره حقشان بیرون نهند و به حقوق دیگران تعدی كنند."




طبقه بندی: مكتب سیاسی افتاب 8، 
(تعداد کل صفحات:9)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

این قالب توسط بلاگ اسکین طراحی و توسط شیعه تولز ویرایش شده است برای دریافت کد کلیک کنید
بلاگ اسکین                                   شیعه تولــز