تبلیغات
آفتاب 8 - اصحاب افتاب 8 (3)
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 مرداد 1391 توسط امیرحسین نوریان | نظرات ()

عبدالله بن مغیره بجلى
وى از اصحاب حضرت موسى بن جعفر(ع) و حضرت رضا(ع) است. نجاشى وى را دوبار به وثاقت ستوده ( ثقة ثقة ) و فرموده است كه در جلالت و دیندارى و ورع عدیل ندارد.
عبدالله از كسانى است كه سى كتاب نوشته و او را از راویانى شمرده اند كه اصحاب ما به مقام فقهى اش اذعان نموده و مرویاتش را به منزله صحیح شمرده اند.

عبدالله بن صلت
ابوطالب قمى از ثقات بوده و از محضر حضرت جواد(ع) نیز استفاده كرده و در تفسیر هم كتابى نوشته است.

عبدالسلام بن صالح
ابوالصلت هروى ، از متكلمان و محدثان مشهور زمان خود بوده و نجاشى وى را به وثاقت ستوده است.
وى در خراسان از محضر امام (ع) استفاده نموده است. كشى او را شیعه مى داند و مى گوید كتابى هم در تفسیر نگاشته، ولى شیخ طوسى او را از اهل سنت مى شمارد.
در « عیون اخبارالرضا »، روایات زیادى از او نقل شده كه بعضى دلالت بر اختصاص وى به حضرت رضا دارد.

على بن اسباط مقرى كوفى
وى نخست به مذهب فطحیه بود كه به ارشاد حضرت جواد (ع) به حق عدول نمود. ولى كشى او را از فطحیه شمرده است.
على بن اسباط از وثیق ترین مردم زمان خود بوده و كتبى هم نوشته است.
شیخ در كتاب « فهرست »، تألیف یكى از اصول اربعمائه را به او نسبت مى دهد.
چنان كه از نام او پیداست، او را به مقرى ستوده اند، كه حاكى از اطلاع وى از علم قرائت است.

على بن اسماعیل میثمى
وى از خاندان میثم تمّار، صحابى بزرگوار امام على (ع) بوده است و خود از متكلمان بزرگ شیعه در عصر خویش است كه با ابوهذیل علاّف و نظّام مناظراتى داشته و كتابى به نام « الكامل »در امامت نوشته است.
وى علاوه بر تخصص در كلام، از فقها و محدثان زمان خویش است كه در بصره سكونت داشته و كتابهاى وى از این قرار است: « كتاب الطلاق، كتاب النكاح، كتاب مجالس هشام بن الحكم ».

على بن مهزیار اهوازى
وى از ثقات و معتمدین بوده است و علاوه بر صحابت حضرت رضا (ع)، محضر امام جواد(ع) و امام هادى (ع) را نیز درك نموده و وكیل آن امامان بوده است.
پدر على ، نخست به دین مسیحى بوده كه اسلام آورده و گفته اند كه على نیز در كودكى به اسلام مشرّف شده است.
شیخ طوسى وى را به جلالت ستوده و تعداد تألیفات او را سى اثر شمرده است.

فضالة بن ایوب ازدى
وى از اصحاب موسى بن جعفر(ع) و امام رضا(ع) است. فضالة از ثقات روات شیعه و جزو كسانى است كه به نوشته كشى ، رواتشان را گرچه به طور ارسال نقل كرده باشند، اصحاب ما در شمار صحاح به حساب آورده اند و به فقه و مرتبت علمى آنان اتفاق نظر دارند، منتهى بعضى به جاى فضالة، عثمان بن عیسى را جزو این كسان ( یعنى اصحاب اجماع ) نوشته اند. نجاشى از آثار او كتابهاى « الصلوة » و « النوادر » را نام برده است.

محمد بن خالد برقى
برقى منسوب به برقه رود قم است، كه پدر و جدّش از كوفه به این محل مهاجرت كرده، سكنى گرفتند. محمد مردى ادیب و عالم به اخبار عرب و سایر علوم بوده است. نیز وى از ثقات راویان شیعه و از اجلاء اصحاب حضرت موسى بن جعفر و امام رضا و جوادالائمة علیهم السلام است. منتهى غضائرى فرموده كه فضاله از ضعفا روایت مى كرده و نجاشى وى را ضعیف الحدیث شمرده است. از آثار برقى كتاب « النوادر » را گفته اند.
فرزندش احمد بن محمد بن خالد نیز از معاریف راویان شیعه و صاحب كتاب « المحاسن » است.

محمد بن اسماعیل بزیع كوفى
وى از ثقات راویان شیعه و از اصحاب موسى بن جعفر(ع) و حضرت رضا (ع) است كه حضرت جواد(ع) را نیز درك كرده است.
نجاشى وى را از موالى ابوجعفر منصور ( دومین خلیفه عباسى ) نوشته و افزوده است كه بیت بزیع از بیوت معروف بوده كه اسماعیل هم از همین خاندان است. به هر حال، وى و پدرش بزیع را در شمار وزرا آورده، وى را به وثاقت ستوده اند. از آثار او كتابى در حجّ است.

محمد بن سنان خزاعى كوفى
وى از اصحاب حضرت موسى بن جعفر، امام رضا و امام جواد علیهم السلام بوده است، ولى اقوال علما درباره او مختلف است. علامه در « خلاصة الاقوال » مرقوم داشته: شیخ مفید فرموده است كه او ثقة است، امّا شیخ طوسى و نجاشى ابن غضائرى وى را تضعیف نموده و حتى این غضائرى گوید: وى ضعیف و عالى است و به روایاتش التفات نمى شود. پس علامه مى افزاید: موجّه نزد من، توقف در روایات اوست. فوت ابن سنان به سال 220 هجرى بوده است.

محمد بن ابى عمیر ازدى
وى از ثقات راویان و اصحاب امام كاظم، امام رضا و امام جواد علیهم السلام است كه خانه اش محل رفت و آمد شیعه بوده. ابن ابى عمیر در بغداد مى زیسته و نزد موافق و مخالف احترام و منزلتى داشته است.
هارون الرشید وى را براى نپذیرفتن قضاوت یا براى نشان ندادن محل شیعیان، به زندان افكند و شكنجه كرد. گویند چهار سال در حبس هارون بود.
ابن ابى عمیر را تألیفات زیادى است؛ چنان كه كتابهاى وى را نود و چهار جلد نوشته اند و چون مدت حبس وى تمام شد، خواهرش از ترس، كتب وى را در محلّى مدفون ساخت كه به سبب رطوبت یا آب باران تلف شد، لذا وى پس از آزادى چون اسناد و روایاتى را كه با واسطه از ائمه نقل كرده، از یاد برده بود، احادیث مزبور را به حذف اسناد روایت مى نمود، ولى به واسطه وثاقت و جلالت شأن و این كه از غیر ثقات نقل حدیث نمى كرده، اصحاب، روایات مرسله وى را تلقى به قبول نموده و به قول كشى اجماع بر صحت مراسیل وى دارند. فوت ابن ابى عمیر به سال 217 هجرى اتفاق افتاد.

موسى بن قاسم بجلى كوفى
جد موسى ، معاویة بن واهب است كه از ثقات راویان حضرت صادق و موسى بن جعفر علیهماالسلام بوده و موسى از اصحاب حضرت رضا و جوادالائمة است و خاندان مزبور از قبیله بجیله اند كه از قبایل مشهور عرب است.
شیخ در فهرست شماره تألیف وى را سى كتاب ( به تعداد كتب حسین بن سعید ) مرقوم داشته، به اضافه كتاب « الجامع ».

معاویة بن سعید كندى كوفى
وى را شیخ طوسى در جایى از اصحاب حضرت صادق شمرده و در جاى دیگر از اصحاب حضرت رضا و از این كه برادرش محمد بن سعید را نیز در شمار اصحاب حضرت صادق آورده، معلوم مى شود كه معاویه نیز شرف صحبت حضرت صادق را درك كرده و تا زمان امام رضا نیز مى زیسته كه به صحابت آن حضرت نیز مشرّف شده است و شاهد این معنى ، حكایت اردبیلى است كه محمد بن سنان را از راویان حضرت رضا مى شمارد.
به هر حال، انتساب معاویه به كندى حاكى است كه وى از قبیله كِنده كه از اعراب یمانى است كه حارث پادشاه حیره و حجر پدر امرؤالقیس، شاعر معروف از همین قبیله اند.
نجاشى از تألیفات وى كتاب « مسائل الرضا » را نام برده است.

معاویة بن حُكَیم
جدّش معاویة بن عمار دهنى است كه از وجوه اصحاب حضرت صادق(ع) بوده است و این معاویه نیز از ثقات و اجلاء اصحاب حضرت رضا(ع) است كه كتبى تألیف نموده كه از آن جمله است: « كتاب الطلاق، كتاب الحیض، كتاب الفرائض ».
كشى وى را با چند تن دیگر نام مى برد و مى نویسد: اینان با این كه تماماً فطحى مذهب بوده اند ولى از اجلاء علما و فقها و عدول رواتند و اتفاقاً همه از اهل كوفه اند.
ممقانى پس از نقل عبارت كشى مى نویسد: نامبردگان تماماً امامى مذعب بوده اند و ممدوح به علم و فقه، و اطلاق فطحى بر اینان به اعتبار گرایش نامبردگان در آغاز به مذهب مزبور بوده ولى چون عبدالله افطح پس از حضرت صادق هفتاد روز بیش زنده نماند، اصحابش به حضرت موسى بن جعفر گراییده و از مذهب فطحیه عدول نمودند.

محمد بن یونس بن عبدالرحمان
وى از اصحاب حضرت رضا و جوادالائمه است، ولى شیخ كه وى را در شمار اصحاب این دو بزرگوار آورده، ضمن برشمردن اصحاب موسى بن جعفر او را از ثقات اصحاب آن حضرت دانسته، لذا ابوعلى حائرى ، محمد بن یونس را نامى براى دو نفر قلمداد كرده است. ولى به استظهار استرآبادى و ممقانى ، محمد بن یونس نام یك نفر بیش نبوده است؛ و هم اوست كه هنگام تازیانه خوردن ابن عمیر توسط عمال خلیفه كه اسماى شیعیان را برشمارد، حضور داشته و وى را به ثبات و عزم و عدم افشاى نام شیعه تشجیع مى نموده و این خود حكایت از جلالت قدر او دارد.

یحیى بن یحیى تمیمى
وى گرچه از عامه است ولى مورد توثیق بوده است. ابن حجر در « تقریب التهذیب » وى را به عنوان ( ثقة، ثَبَت، امام ) مى ستاید و فوتش را در 224 مى نویسد.

یونس بن عبدالرحمان
وى از ثقات اصحاب موسى بن جعفر و حضرت رضاست. او از وجوه شیعه و صاحب منزلتى عظیم بوده است كه در ایام هشام بن عبد2الملك متولد شده و حضرت صادق(ع) را بین صفا و مروه دیدار كرده ولى از حضرت موسى بن جعفر و حضرت رضا روایت نموده است و حضرت رضا(ع) بعضى از اصحاب را در علم وفتوى به او ارجاع داده اند.
نوشته اند كه واقفه حاضر شدند اموال فراوانى به وى بپردازند تا از قول به امامت حضرت رضا(ع) منصرف گردد و او قبول نكرد و بر حق ثابت ماند.
تفریشى از كتاب « مصابیح الانوار » شیخ مفید نقل مى كند كه ابوهاشم جعفرى كتاب « یوم ولیله » یونس را به حضرت عسكرى (ع) عرضه داشت، حضرت پرسید: تصنیف كیست؟ عرض كرد: نوشته یونس مولى آل یقطین است. امام فرمود: خداوند در روز رستاخیز در برابر هر حرف آن نورى به وى عطا فرماید.
عبدالعزیز بن مهتدى قمى كه سمت وكالت حضرت رضا(ع) را داشته به آن حضرت عرض كرد: من همه وقت موفق به زیارت شما نمى شوم، معالم دین را از چه كسى بگیرم؟ فرمود: از یونس بن عبدالرحمان. نقل شده است كه حضرت رضا(ع) سه بار بهشت را براى یونس ضمانت فرمود.
یونس از كسانى است كه شیعه بر فقاهت و مقام علمى آنان و صحت احادیث منقوله از ایشان اجماع دارند. ابن ندیم وى را علامه زمان خود شمرده است.
یونس داراى تألیفات بسیارى است كه به قول شیخ در فهرست، بیش از سى كتاب است كه نام آنها را در فهرست مزبور و رجال نجاشى مى توان دید.

یونس بن یعقوب
وى از ثقات اصحاب حضرت صادق و كاظم بوده و وكالت حضرت موسى بن جعفر را داشته و حضرت رضا(ع) را نیز درك نموده است.
كشى وى را فطحى مذهب شمرده، ولى نجاشى مى نویسد: وى نخست فطحى مذهب بود، ولى از این اعتقاد رجوع نمود. با این حال، چون در سفر مدینه درگذشت، حضرت رضا(ع) حنوط و كفن و سایر ملزومات كفن و دفن وى را از مال خود فرستاد و به موالى ِ خود و پدر و جدّش توصیه كرد كه به جنازه اش حاضر شوند و حتى تهدید فرمود كه اگر مباشرین قبرستان بقیع به دلیل این كه او كوفى است و از مردم مدینه نیست، با دفن وى مخالفت كردند، بگویید: وى از موالى حضرت صادق بوده است.
مادر یونس، خواهر معاویة بن عمار است كه از خواص اصحاب حضرت صادق بود. نجاشى از تألیفات وى كتاب « الحجّ » را یاد كرده است.

یعقوب بن یزید انبارى
وى از ثقات اصحاب حضرت رضا(ع) است. یعقوب را به لقب ( كاتب، انبارى و سلمى ) در كتب رجال ستوده اند. كه حاكى از پیشه كتابت وى است كه منشى منتصر عباسى بوده است و نسبت انبارى حاكى از تولد یا توطن وى در شهر انبار است كه شهرى در كنار دجله و در غرب بغداد بوده است، كه در زمان ساسانیان انبار غلات عراق محسوب مى شده است و نسبت سلمى به مناسبت انتساب وى به این دیار است.
یعقوب كتبى مرقوم داشته كه در فهرست شیخ طوسى و رجال نجاشى یاد شده است.

یحیى بن یحیى تمیمى
وى گرچه مذهب سنت داشته، ولى مردى موثق و از اصحاب حضرت بوده است.
ابن حجر وى را به عنوان ( ثقة، ثَبَت، امام ) مى ستاید و فوتش را به سال 226 مى نویسد.

عبدالله بن مغیره بجلى
وى از اصحاب حضرت موسى بن جعفر(ع) و حضرت رضا(ع) است. نجاشى وى را دوبار به وثاقت ستوده ( ثقة ثقة ) و فرموده است كه در جلالت و دیندارى و ورع عدیل ندارد.
عبدالله از كسانى است كه سى كتاب نوشته و او را از راویانى شمرده اند كه اصحاب ما به مقام فقهى اش اذعان نموده و مرویاتش را به منزله صحیح شمرده اند.

عبدالله بن صلت
ابوطالب قمى از ثقات بوده و از محضر حضرت جواد(ع) نیز استفاده كرده و در تفسیر هم كتابى نوشته است.

عبدالسلام بن صالح
ابوالصلت هروى ، از متكلمان و محدثان مشهور زمان خود بوده و نجاشى وى را به وثاقت ستوده است.
وى در خراسان از محضر امام (ع) استفاده نموده است. كشى او را شیعه مى داند و مى گوید كتابى هم در تفسیر نگاشته، ولى شیخ طوسى او را از اهل سنت مى شمارد.
در « عیون اخبارالرضا »، روایات زیادى از او نقل شده كه بعضى دلالت بر اختصاص وى به حضرت رضا دارد.

على بن اسباط مقرى كوفى
وى نخست به مذهب فطحیه بود كه به ارشاد حضرت جواد (ع) به حق عدول نمود. ولى كشى او را از فطحیه شمرده است.
على بن اسباط از وثیق ترین مردم زمان خود بوده و كتبى هم نوشته است.
شیخ در كتاب « فهرست »، تألیف یكى از اصول اربعمائه را به او نسبت مى دهد.
چنان كه از نام او پیداست، او را به مقرى ستوده اند، كه حاكى از اطلاع وى از علم قرائت است.

على بن اسماعیل میثمى
وى از خاندان میثم تمّار، صحابى بزرگوار امام على (ع) بوده است و خود از متكلمان بزرگ شیعه در عصر خویش است كه با ابوهذیل علاّف و نظّام مناظراتى داشته و كتابى به نام « الكامل »در امامت نوشته است.
وى علاوه بر تخصص در كلام، از فقها و محدثان زمان خویش است كه در بصره سكونت داشته و كتابهاى وى از این قرار است: « كتاب الطلاق، كتاب النكاح، كتاب مجالس هشام بن الحكم ».

على بن مهزیار اهوازى
وى از ثقات و معتمدین بوده است و علاوه بر صحابت حضرت رضا (ع)، محضر امام جواد(ع) و امام هادى (ع) را نیز درك نموده و وكیل آن امامان بوده است.
پدر على ، نخست به دین مسیحى بوده كه اسلام آورده و گفته اند كه على نیز در كودكى به اسلام مشرّف شده است.
شیخ طوسى وى را به جلالت ستوده و تعداد تألیفات او را سى اثر شمرده است.

فضالة بن ایوب ازدى
وى از اصحاب موسى بن جعفر(ع) و امام رضا(ع) است. فضالة از ثقات روات شیعه و جزو كسانى است كه به نوشته كشى ، رواتشان را گرچه به طور ارسال نقل كرده باشند، اصحاب ما در شمار صحاح به حساب آورده اند و به فقه و مرتبت علمى آنان اتفاق نظر دارند، منتهى بعضى به جاى فضالة، عثمان بن عیسى را جزو این كسان ( یعنى اصحاب اجماع ) نوشته اند. نجاشى از آثار او كتابهاى « الصلوة » و « النوادر » را نام برده است.

محمد بن خالد برقى
برقى منسوب به برقه رود قم است، كه پدر و جدّش از كوفه به این محل مهاجرت كرده، سكنى گرفتند. محمد مردى ادیب و عالم به اخبار عرب و سایر علوم بوده است. نیز وى از ثقات راویان شیعه و از اجلاء اصحاب حضرت موسى بن جعفر و امام رضا و جوادالائمة علیهم السلام است. منتهى غضائرى فرموده كه فضاله از ضعفا روایت مى كرده و نجاشى وى را ضعیف الحدیث شمرده است. از آثار برقى كتاب « النوادر » را گفته اند.
فرزندش احمد بن محمد بن خالد نیز از معاریف راویان شیعه و صاحب كتاب « المحاسن » است.

محمد بن اسماعیل بزیع كوفى
وى از ثقات راویان شیعه و از اصحاب موسى بن جعفر(ع) و حضرت رضا (ع) است كه حضرت جواد(ع) را نیز درك كرده است.
نجاشى وى را از موالى ابوجعفر منصور ( دومین خلیفه عباسى ) نوشته و افزوده است كه بیت بزیع از بیوت معروف بوده كه اسماعیل هم از همین خاندان است. به هر حال، وى و پدرش بزیع را در شمار وزرا آورده، وى را به وثاقت ستوده اند. از آثار او كتابى در حجّ است.

محمد بن سنان خزاعى كوفى
وى از اصحاب حضرت موسى بن جعفر، امام رضا و امام جواد علیهم السلام بوده است، ولى اقوال علما درباره او مختلف است. علامه در « خلاصة الاقوال » مرقوم داشته: شیخ مفید فرموده است كه او ثقة است، امّا شیخ طوسى و نجاشى ابن غضائرى وى را تضعیف نموده و حتى این غضائرى گوید: وى ضعیف و عالى است و به روایاتش التفات نمى شود. پس علامه مى افزاید: موجّه نزد من، توقف در روایات اوست. فوت ابن سنان به سال 220 هجرى بوده است.

محمد بن ابى عمیر ازدى
وى از ثقات راویان و اصحاب امام كاظم، امام رضا و امام جواد علیهم السلام است كه خانه اش محل رفت و آمد شیعه بوده. ابن ابى عمیر در بغداد مى زیسته و نزد موافق و مخالف احترام و منزلتى داشته است.
هارون الرشید وى را براى نپذیرفتن قضاوت یا براى نشان ندادن محل شیعیان، به زندان افكند و شكنجه كرد. گویند چهار سال در حبس هارون بود.
ابن ابى عمیر را تألیفات زیادى است؛ چنان كه كتابهاى وى را نود و چهار جلد نوشته اند و چون مدت حبس وى تمام شد، خواهرش از ترس، كتب وى را در محلّى مدفون ساخت كه به سبب رطوبت یا آب باران تلف شد، لذا وى پس از آزادى چون اسناد و روایاتى را كه با واسطه از ائمه نقل كرده، از یاد برده بود، احادیث مزبور را به حذف اسناد روایت مى نمود، ولى به واسطه وثاقت و جلالت شأن و این كه از غیر ثقات نقل حدیث نمى كرده، اصحاب، روایات مرسله وى را تلقى به قبول نموده و به قول كشى اجماع بر صحت مراسیل وى دارند. فوت ابن ابى عمیر به سال 217 هجرى اتفاق افتاد.

موسى بن قاسم بجلى كوفى
جد موسى ، معاویة بن واهب است كه از ثقات راویان حضرت صادق و موسى بن جعفر علیهماالسلام بوده و موسى از اصحاب حضرت رضا و جوادالائمة است و خاندان مزبور از قبیله بجیله اند كه از قبایل مشهور عرب است.
شیخ در فهرست شماره تألیف وى را سى كتاب ( به تعداد كتب حسین بن سعید ) مرقوم داشته، به اضافه كتاب « الجامع ».

معاویة بن سعید كندى كوفى
وى را شیخ طوسى در جایى از اصحاب حضرت صادق شمرده و در جاى دیگر از اصحاب حضرت رضا و از این كه برادرش محمد بن سعید را نیز در شمار اصحاب حضرت صادق آورده، معلوم مى شود كه معاویه نیز شرف صحبت حضرت صادق را درك كرده و تا زمان امام رضا نیز مى زیسته كه به صحابت آن حضرت نیز مشرّف شده است و شاهد این معنى ، حكایت اردبیلى است كه محمد بن سنان را از راویان حضرت رضا مى شمارد.
به هر حال، انتساب معاویه به كندى حاكى است كه وى از قبیله كِنده كه از اعراب یمانى است كه حارث پادشاه حیره و حجر پدر امرؤالقیس، شاعر معروف از همین قبیله اند.
نجاشى از تألیفات وى كتاب « مسائل الرضا » را نام برده است.

معاویة بن حُكَیم
جدّش معاویة بن عمار دهنى است كه از وجوه اصحاب حضرت صادق(ع) بوده است و این معاویه نیز از ثقات و اجلاء اصحاب حضرت رضا(ع) است كه كتبى تألیف نموده كه از آن جمله است: « كتاب الطلاق، كتاب الحیض، كتاب الفرائض ».
كشى وى را با چند تن دیگر نام مى برد و مى نویسد: اینان با این كه تماماً فطحى مذهب بوده اند ولى از اجلاء علما و فقها و عدول رواتند و اتفاقاً همه از اهل كوفه اند.
ممقانى پس از نقل عبارت كشى مى نویسد: نامبردگان تماماً امامى مذعب بوده اند و ممدوح به علم و فقه، و اطلاق فطحى بر اینان به اعتبار گرایش نامبردگان در آغاز به مذهب مزبور بوده ولى چون عبدالله افطح پس از حضرت صادق هفتاد روز بیش زنده نماند، اصحابش به حضرت موسى بن جعفر گراییده و از مذهب فطحیه عدول نمودند.

محمد بن یونس بن عبدالرحمان
وى از اصحاب حضرت رضا و جوادالائمه است، ولى شیخ كه وى را در شمار اصحاب این دو بزرگوار آورده، ضمن برشمردن اصحاب موسى بن جعفر او را از ثقات اصحاب آن حضرت دانسته، لذا ابوعلى حائرى ، محمد بن یونس را نامى براى دو نفر قلمداد كرده است. ولى به استظهار استرآبادى و ممقانى ، محمد بن یونس نام یك نفر بیش نبوده است؛ و هم اوست كه هنگام تازیانه خوردن ابن عمیر توسط عمال خلیفه كه اسماى شیعیان را برشمارد، حضور داشته و وى را به ثبات و عزم و عدم افشاى نام شیعه تشجیع مى نموده و این خود حكایت از جلالت قدر او دارد.

یحیى بن یحیى تمیمى
وى گرچه از عامه است ولى مورد توثیق بوده است. ابن حجر در « تقریب التهذیب » وى را به عنوان ( ثقة، ثَبَت، امام ) مى ستاید و فوتش را در 224 مى نویسد.

یونس بن عبدالرحمان
وى از ثقات اصحاب موسى بن جعفر و حضرت رضاست. او از وجوه شیعه و صاحب منزلتى عظیم بوده است كه در ایام هشام بن عبد2الملك متولد شده و حضرت صادق(ع) را بین صفا و مروه دیدار كرده ولى از حضرت موسى بن جعفر و حضرت رضا روایت نموده است و حضرت رضا(ع) بعضى از اصحاب را در علم وفتوى به او ارجاع داده اند.
نوشته اند كه واقفه حاضر شدند اموال فراوانى به وى بپردازند تا از قول به امامت حضرت رضا(ع) منصرف گردد و او قبول نكرد و بر حق ثابت ماند.
تفریشى از كتاب « مصابیح الانوار » شیخ مفید نقل مى كند كه ابوهاشم جعفرى كتاب « یوم ولیله » یونس را به حضرت عسكرى (ع) عرضه داشت، حضرت پرسید: تصنیف كیست؟ عرض كرد: نوشته یونس مولى آل یقطین است. امام فرمود: خداوند در روز رستاخیز در برابر هر حرف آن نورى به وى عطا فرماید.
عبدالعزیز بن مهتدى قمى كه سمت وكالت حضرت رضا(ع) را داشته به آن حضرت عرض كرد: من همه وقت موفق به زیارت شما نمى شوم، معالم دین را از چه كسى بگیرم؟ فرمود: از یونس بن عبدالرحمان. نقل شده است كه حضرت رضا(ع) سه بار بهشت را براى یونس ضمانت فرمود.
یونس از كسانى است كه شیعه بر فقاهت و مقام علمى آنان و صحت احادیث منقوله از ایشان اجماع دارند. ابن ندیم وى را علامه زمان خود شمرده است.
یونس داراى تألیفات بسیارى است كه به قول شیخ در فهرست، بیش از سى كتاب است كه نام آنها را در فهرست مزبور و رجال نجاشى مى توان دید.

یونس بن یعقوب
وى از ثقات اصحاب حضرت صادق و كاظم بوده و وكالت حضرت موسى بن جعفر را داشته و حضرت رضا(ع) را نیز درك نموده است.
كشى وى را فطحى مذهب شمرده، ولى نجاشى مى نویسد: وى نخست فطحى مذهب بود، ولى از این اعتقاد رجوع نمود. با این حال، چون در سفر مدینه درگذشت، حضرت رضا(ع) حنوط و كفن و سایر ملزومات كفن و دفن وى را از مال خود فرستاد و به موالى ِ خود و پدر و جدّش توصیه كرد كه به جنازه اش حاضر شوند و حتى تهدید فرمود كه اگر مباشرین قبرستان بقیع به دلیل این كه او كوفى است و از مردم مدینه نیست، با دفن وى مخالفت كردند، بگویید: وى از موالى حضرت صادق بوده است.
مادر یونس، خواهر معاویة بن عمار است كه از خواص اصحاب حضرت صادق بود. نجاشى از تألیفات وى كتاب « الحجّ » را یاد كرده است.

یعقوب بن یزید انبارى
وى از ثقات اصحاب حضرت رضا(ع) است. یعقوب را به لقب ( كاتب، انبارى و سلمى ) در كتب رجال ستوده اند. كه حاكى از پیشه كتابت وى است كه منشى منتصر عباسى بوده است و نسبت انبارى حاكى از تولد یا توطن وى در شهر انبار است كه شهرى در كنار دجله و در غرب بغداد بوده است، كه در زمان ساسانیان انبار غلات عراق محسوب مى شده است و نسبت سلمى به مناسبت انتساب وى به این دیار است.
یعقوب كتبى مرقوم داشته كه در فهرست شیخ طوسى و رجال نجاشى یاد شده است.

یحیى بن یحیى تمیمى
وى گرچه مذهب سنت داشته، ولى مردى موثق و از اصحاب حضرت بوده است.
ابن حجر وى را به عنوان ( ثقة، ثَبَت، امام ) مى ستاید و فوتش را به سال 226 مى نویسد.




طبقه بندی: یاران افتاب 8، 
این قالب توسط بلاگ اسکین طراحی و توسط شیعه تولز ویرایش شده است برای دریافت کد کلیک کنید
بلاگ اسکین                                   شیعه تولــز