تبلیغات
آفتاب 8 - حرفهای از ته ته دل
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 شهریور 1391 توسط امیرحسین نوریان | نظرات ()


دلت را به او بسپار و عشق را با همه وجودت حس کن. هر جا که هستی چشمانت را ببند و خود را در حرم نورانی اش تصور کن. بوی گلاب به مشامم می رسد. پایم را در صحن انقلاب گذاشتم. دلم دردی بزرگ دارد به وسعت دنیا اما در مقابلم امامی است مهربان با قلبی به وسعت کهکشان.با اینکه هوا سرد  است اما قلبم با وجود زیبای امام ، گرمای خاصی دارد. در مقابل پنجره فولاد ایستاده ام ، سرم را بالا می آورم و چشم میدوزم به گنبد با صلابت طلایش. نمیخواهم چشمانم را باز کنم. این احساس را با هیچ چیز در این دنیا عوض نمیکنم. میخواهم جمله ای بگویم که همه وجودم را آرامشی نیکو دهد. چه بگویم ، چه بگویم. زبانم قاصر است. آری فقط یک جمله : یا امام رضا ، قسم به جوادت ، شفاعتی نما تا خدا گناهانم را ببخشاید.

با نام رضا به سینه ها گل بزنید                با اشک به بارگاه او پل بزنید
فرمود که هر زمان گرفتار شدید                 بر دامن ما دست توسل بزنید




طبقه بندی: دلنوشته افتاب 8، 
نمایش نظرات 1 تا 30
این قالب توسط بلاگ اسکین طراحی و توسط شیعه تولز ویرایش شده است برای دریافت کد کلیک کنید
بلاگ اسکین                                   شیعه تولــز